علی جان دوباره سرما خورده
وای دوباره پسر نازم سرما خورده .... علی را امروز دکتر بردم یک سری دارو داد ... اول که نوبت وایستاده بودیم همش می گفت کی نوبت منه ؟ که بیچاره یه آقا نوبتشو به علی داد ... رفتیم داخل اتاق خانم دکتر چند سوال از علی پرسید ... علی جون گوشات درد میکنه ؟ علی جواب داد نه.... خانم دکتر دارو هارو نوشت اومدیم داروخانه.
توراه از علی پرسیدم : مامان گوشات درد که نمی کنه ؟ گفت بعضی وقتا ... بهش گفتم : چرا خوب به خانم دکتر نگفتی ؟ به من گفت : خوب خودت چرا نگفتی !!!!!!!!!!!!

بعد از این که علی از خواب بیدار شد به من گفت : مامان اسباب بازی های آشغالمو میاری باهش بازی کنم . من هم دیدم با اون حال خرابش ازم اینو خواسته گفتن : برات میارم مامان جان .
اسباب بازیای اشغال در واقع همون اسباب بازیایی هست که خراب کرده ولی هنوز اونا رو دوست داره منم دیگه دور نریختم .








مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی




علی جان دوباره سرما خورده
